هوش مصنوعی: این متن یک شعر عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دل‌بستگی شدید خود به معشوق سخن می‌گوید. او از دوری معشوق رنج می‌برد و آرزوی وصال او را دارد. شاعر از زیبایی و شکوه معشوق تمجید کرده و خود را نیازمند او می‌داند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات شدید است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک ممکن است برای گروه‌های سنی پایین دشوار باشد.

شماره ۷۸۱ - ای که دل برده ای ز دستم باز

ای که دل برده ای ز دستم باز
به چه از ما نظر گرفتی باز ۱

چه کنم چون به حضرت تو مرا
جز صبا نیست محرم این راز ۲

کی کند حال زار ما عرضه
پیش دلدار و زود گردد باز ۳

که دل من کبوتریست زبون
در هوای غم تو ای شهباز ۴

ترک مهر رخت نیارم کرد
گر نهندم چو سیم و زر به گداز ۵

دولت وصلت از خدا طلبم
ای دو چشم جهان به پنج نماز ۶

در چمن قدّ تو چو بخرامد
به چنین جلوه هیچ سرو به ناز ۷

سرو جانی گذر سوی ما کن
هست ما را به قامت تو نیاز ۸

جان ما بر لب آمد از غم تو
راست گویم ز حد ببردی ناز ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۸۰ - سروی به خون دیده بپروردمش به ناز
گوهر بعدی:شماره ۷۸۲ - صبا با گل بگو از من دگر باز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.