هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد فراق و اشتیاق به وصال معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند سرو، سایه، آتش فراق و محراب ابرو، احساسات خود را به تصویر می‌کشد و از نیازمندی خود به معشوق بی‌نیاز سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۷۸۰ - سروی به خون دیده بپروردمش به ناز

سروی به خون دیده بپروردمش به ناز
برداشت از سر من بیچاره سایه باز ۱

گفتم چرا تو سایه ز ما برگرفته ای
گفتا تو بیش ازین به قد سرو ما نناز ۲

ماییم سر کشیده بر اوج فلک ببین
در آتش فراق چو قلعی تو در گداز ۳

گفتم که حال ما که رساند به گوش تو
جز باد صبحدم که بود او محلّ راز ۴

گوید نیازمندی ما را به حضرتش
آن دلنواز گرچه ز ما هست بی نیاز ۵

محراب ابروی تو مرا قبله دلست
حیران منم به روی تو پیوسته در نماز ۶

جانم به لب رسید و جهانم ز دست رفت
آخر ز وصل خویشتنم چاره ای بساز ۷

شمشاد قامت تو هرآن دیده ای که دید
دیگر نظر چرا کند آخر به سرو ناز ۸

گنجشک دل به چه پر مرد عشق تست
افتاده بس به دام هوای تو شاهباز ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۷۹ - هست چون زلف بتانم هوس عمر دراز
گوهر بعدی:شماره ۷۸۱ - ای که دل برده ای ز دستم باز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.