هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد فراق و عشق عمیق شاعر به معشوق است. او در دو جهان غیر از معشوق کسی را ندارد و دلش از فراق رنج می‌برد. شاعر از هوس و هوا گله می‌کند و وفای بی‌نظیر خود را یادآور می‌شود.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن‌ها برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۸۰۰ - بیا که در دو جهان غیر تو ندارم کس

بیا که در دو جهان غیر تو ندارم کس
دل حزین مرا بی تو از دو عالم بس ۱

ز حد گذشت فراق رخ تو ای دیده
به جان رسید دل من به غور حالم رس ۲

اگر گذر کنم اندر دلت چه خواهد بود
چرا که بحر جهان را نبود عار از خس ۳

صبا به یار بگویی که مرغ خاطر من
درون سینه نمی شیند و شکست قفس ۴

جواب گفت هوس می بر و هوا می کن
که شاهباز جهان را چه غم بود ز مگس ۵

نرفت نام من خسته بر زبانت دمی
برفت در غم عشقم ز دیده رود ارس ۶

من آن وفا که نمودم نکرد کس به جهان
بدین صفت تو کنی جور کس نکرد به کس ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۹۹ - مریز خون دل خلق را نگارا بس
گوهر بعدی:شماره ۸۰۱ - نمی باید مرا منّت ز هرکس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.