هوش مصنوعی:
شاعر در این متن بیان میکند که در جهان تنها به روزیدهنده (خدا) نیاز دارد و هیچکس دیگری را در عالم نمیبیند. او از لطف و فضل خداوند میخواهد که فریادش را برساند و راه خود را از افراد ناکس جدا کند. شاعر خود را همچون خسی در برابر دریای بیکران خداوند میداند که قابل مقایسه نیست.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عرفانی و مذهبی است که درک آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۸۰۱ - نمی باید مرا منّت ز هرکس
نمی باید مرا منّت ز هرکس
که روزی ده تویی در عالم و بس ۱
کسی خود نیست در عالم چو دیدم
مگر لطفت رسد فریاد هرکس ۲
ز ناکس راه کس پیدا نباشد
جدا کن راه هرکس را ز ناکس ۳
چو ما را در جهان غیر از تو کس نیست
به فضل خویشتن فریاد ما رس ۴
منم چون خس به بجر بی کرانت
که روی بحر ممکن نیست از خس ۵
که روزی ده تویی در عالم و بس ۱
کسی خود نیست در عالم چو دیدم
مگر لطفت رسد فریاد هرکس ۲
ز ناکس راه کس پیدا نباشد
جدا کن راه هرکس را ز ناکس ۳
چو ما را در جهان غیر از تو کس نیست
به فضل خویشتن فریاد ما رس ۴
منم چون خس به بجر بی کرانت
که روی بحر ممکن نیست از خس ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰۰ - بیا که در دو جهان غیر تو ندارم کس
گوهر بعدی:شماره ۸۰۲ - چون من ندارم جز تو کس جز تو ندارم هیچکس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.