هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد فراق و عشق شدید شاعر به معشوق است. شاعر از تنهایی، غم فراق و بی‌قراری خود می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که به فریادش برسد. او خود را مانند بلبلی در قفس توصیف می‌کند که آرزوی آزادی دارد و عشق معشوق را مانند شاهبازی می‌داند که او را اسیر خود کرده است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن‌ها برای نوجوانان کم‌سن‌وسال ممکن است دشوار باشد. همچنین استفاده از استعاره‌ها و نمادهای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۸۰۹ - ما را بجز خیال تو کس نیست هم نفس

ما را بجز خیال تو کس نیست هم نفس
بی تو نمی توان که برآریم یک نفس ۱

در بحر غم فتاده منم در فراق تو
ای نور هر دو دیده به فریاد ما برس ۲

دلبر به خواب صبحدم و نیستش خبر
کز چشمه دو چشم جهان می رود ارس ۳

خوش خفته در کجاوه ی نازی چه غم خوری
زآنکس که ناله ها زند از شوق چون جرس ۴

تیغ فراق بازوی صبرم شکست و ما
از دوست صبر چون بتوانیم زین سپس ۵

بلبل صفت مقید بند و بلا شدیم
روزی .... که تا بشکنم قفس ۶

عشق تو شاهباز و من خسته دل ضعیف
با باز عشق روی تو بازی کند مگس ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۰۸ - ما در میان عاشقان عشق خدا داریم و بس
گوهر بعدی:شماره ۸۱۰ - ای مرا خیل خیالت هم نفس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.