هوش مصنوعی: شاعر در این متن عاشقانه به ستایش معشوق و بیان دردهای عشق می‌پردازد. او از خاکساری در راه معشوق، بی‌خبری معشوق از حالش، و آرزوی توجه معشوق سخن می‌گوید. همچنین، از رنج‌های عشق مانند هجران و جفا یاد می‌کند و اعلام می‌کند که حاضر است همه چیز را فدای معشوق کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.

شماره ۸۱۷ - منّتی نیست ز خلقم به جهان جز کرمش

منّتی نیست ز خلقم به جهان جز کرمش
گر به دیده بتوان رفت دمی خاک درش ۱

گر به جانی بفروشد ز درش مشتی خاک
توتیای بصرش کن تو و از جان بخرش ۲

غیر لطفش نبود هیچکسم در دو جهان
همچو سروی مگر افتد به سر ما گذرش ۳

ما چو خاک ره او خوار و مقیم در یار
بو که از عین عنایت به من افتد نظرش ۴

خبرش نیست ز حال من بیچاره ی زار
لیکن از باد صبا پرسم هر دم خبرش ۵

آهم از چرخ فلک برشد و اینست عجب
که در آن دل نتوان یافت به مویی اثرش ۶

ز آب چشمی که ز هجران رخش می بارم
هر شبی تا کمرم باشد و مو تا کمرش ۷

گر از آن ناوک دلدوز زند تیر جفا
دیده و دل بنهادیم به جای سپرش ۸

ور مشرّف کند او کلبه احزان مرا
جان فشانیم به پایش ..... در ره گذرش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۱۶ - نگار مهوش ما را که نیست مانندش
گوهر بعدی:شماره ۸۱۸ - دلم بر آتشست از لعل نوشش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.