هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد و رنج بیپایان شب و نبود درمان برای آن مینالد. او از عشق و شوقی سخن میگوید که در دلش شعله میکشد و از زیبایی و جذابیت معشوقهاش یاد میکند که دلش را ربوده است. شاعر همچنین از تأثیرات عمیق عشق و غم بر زندگی خود و جهان اطرافش میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایینتر پیچیده باشد.
شماره ۸۲۳ - آه ازین شب که نیست پایانش
آه ازین شب که نیست پایانش
وای دردی که نیست درمانش ۱
چون به دستم نمی فتد چکنم
شبکی شمعی از شبستانش ۲
در دماغ دلم نمی آید
نکهتی گل دمی ز بستانش ۳
می زنم همچو بلبل سرمست
ناله ی شوق در گلستانش ۴
آن سهی سرو بین که برپا خاست
که به جان آمدم ز دستانش ۵
غمزه شوخ او دلم بربود
حذر اولی ز چشم فتّانش ۶
عید رویش چو رو نمود به خلق
ای بسا جان که گشت قربانش ۷
گل بود در جهان ولی چون من
نبود یک هزار دستانش ۸
از کمان خانه ی دو ابرو زد
ناوکی بر دلم ز مژگانش ۹
تا به سوفار در دلم بنشست
در جگر ماند نوک پیکانش ۱۰
از غم دل جهان خراب شود
گر نه لطفی کند جهانبانش ۱۱
وای دردی که نیست درمانش ۱
چون به دستم نمی فتد چکنم
شبکی شمعی از شبستانش ۲
در دماغ دلم نمی آید
نکهتی گل دمی ز بستانش ۳
می زنم همچو بلبل سرمست
ناله ی شوق در گلستانش ۴
آن سهی سرو بین که برپا خاست
که به جان آمدم ز دستانش ۵
غمزه شوخ او دلم بربود
حذر اولی ز چشم فتّانش ۶
عید رویش چو رو نمود به خلق
ای بسا جان که گشت قربانش ۷
گل بود در جهان ولی چون من
نبود یک هزار دستانش ۸
از کمان خانه ی دو ابرو زد
ناوکی بر دلم ز مژگانش ۹
تا به سوفار در دلم بنشست
در جگر ماند نوک پیکانش ۱۰
از غم دل جهان خراب شود
گر نه لطفی کند جهانبانش ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲۲ - چند ز دیده خون دل بر رخ جان چکانمش
گوهر بعدی:شماره ۸۲۴ - خوشست درد که باشد امید درمانش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.