هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد عشق و امید به وصال معشوق سخن میگوید. او از بیوفایی دنیا و ناپایداری آن نیز گلایه میکند و به دنبال درمانی برای درد عشق خود است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و فلسفی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۲۴ - خوشست درد که باشد امید درمانش
خوشست درد که باشد امید درمانش
خوشا سری که نباشد به عشق سامانش ۱
وصال کعبه مقصود اگر طلب داری
قدم مزن که نباشد حد بیابانش ۲
دلم رسید به جان و به جان رسید دلم
به غیر شربت وصل تو نیست درمانش ۳
صبا ببین که چه بدمهر دلبری دارم
بگو که شرم نیامد ز عهد و پیمانش ۴
ز تیر غمزه که بر جان ما زدی جانا
به جان دوست که در خون نشست پیکانش ۵
ز چرخ ناسره هرگز وفا نباید جست
که نیست مهر درو و جفا فراوانش ۶
جهان ثبات ندارد به پیش اهل خرد
خوشست لیک چه حاصل که نیست پایانش ۷
خوشا سری که نباشد به عشق سامانش ۱
وصال کعبه مقصود اگر طلب داری
قدم مزن که نباشد حد بیابانش ۲
دلم رسید به جان و به جان رسید دلم
به غیر شربت وصل تو نیست درمانش ۳
صبا ببین که چه بدمهر دلبری دارم
بگو که شرم نیامد ز عهد و پیمانش ۴
ز تیر غمزه که بر جان ما زدی جانا
به جان دوست که در خون نشست پیکانش ۵
ز چرخ ناسره هرگز وفا نباید جست
که نیست مهر درو و جفا فراوانش ۶
جهان ثبات ندارد به پیش اهل خرد
خوشست لیک چه حاصل که نیست پایانش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲۳ - آه ازین شب که نیست پایانش
گوهر بعدی:شماره ۸۲۵ - مراست درد فراقی که نیست درمانش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.