هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و فراق معشوق سخن می‌گوید. او از درد عشق، زیبایی معشوق و تأثیر آن بر جهان اطراف می‌نویسد. شاعر از طبیعت و عناصری مانند گل، سرو و باغ برای توصیف معشوق استفاده می‌کند و احساس خود را نسبت به او بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل شعرهای کلاسیک معمولاً به سطحی از بلوغ فکری و تجربه نیاز دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت می‌شود.

شماره ۸۵۰ - دغدغه ی وصل تو چون برود از دماغ

دغدغه ی وصل تو چون برود از دماغ
کیست که از عشق تو بر دل او نیست داغ ۱

داغ غم عشق تو بر همه دلها بود
لیک مزاج تو را هست ز عالم فراغ ۲

گل چو رخت کی شکفت در چمن و گلستان
سرو چو قدت نرست در همه بستان و باغ ۳

باغ جهان بی توأم هست چو زندان ولی
با رخ گلرنگ تو فارغم از باغ و راغ ۴

مهر رخت دلبرا هیچ تو دانی که چیست
در تن من چون روان چشم مرا چون چراغ ۵

نکهت زلفت فرست سوی من از صبحدم
تا که بیاسایدم از سر زلفت دماغ ۶

دلبر دلخواه را این دو جهت عالیست
روی وفا در زوال حسن گرفته بلاغ ۷

گل بشد از بوستان خار جفا بردمید
داد کنون بوستان شحنگی خود به زاغ ۸

بلبل و کبک و تذرو از در بستان برفت
بین که جهان چون گرفت قمری و زاغ و کلاغ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۴۹ - در شب تاریک هجران زار و سوزانم چو شمع
گوهر بعدی:شماره ۸۵۱ - مژده ای دادم صبا کامد گل خوش بو به باغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.