هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد فراق و اشتیاق به معشوق می‌نالد و از او طلب رحم و وصال می‌کند. او از عشق و درد ناشی از آن سخن می‌گوید و آرزوی دیدار معشوق را دارد. همچنین، شاعر از تأثیر زیبایی‌های معشوق بر طبیعت و جهان صحبت می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۸۶۰ - ما را ز حد برفت ز درد تو اشتیاق

ما را ز حد برفت ز درد تو اشتیاق
تا کی کشیم زهر فراق تو در مذاق ۱

رحمی به حال زار من مستمند کن
زان رو که نیستم پس ازین طاقت فراق ۲

آن طاق و جفت من که ببازید عشق تو
با درد عشق جفت شدیم وز صبر طاق ۳

جان می دهیم بر سر کویش ز گفت و گوی
یک شب وصال دوست مگر افتد اتّفاق ۴

در آرزوی روی تو و لعل دلکشت
در نار محرقست تن و دل در احتراق ۵

از نور شمع طلعت تو مهر در کسوف
وز تاب آفتاب رخت ماه در محاق ۶

صبح از فروغ نور جمال تو مشتقست
شب را ز شام ظلمت زلف تو اشتقاق ۷

گر خاکبوس خاک درت ممکنم شود
بالای هفت منظر گردون زنم رواق ۸

تا کی کشیم جان و جهان از میان جان
بار جفا و جور تو و درد اشتیاق ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۵۹ - چنان به وصل توأم از میان جان مشتاق
گوهر بعدی:شماره ۸۶۱ - بر لب آمد جان ما از اشتیاق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.