هوش مصنوعی:
شاعر از درد فراق و اشتیاق به معشوق سخن میگوید. او از بیوفایی خوبرویان و تلخی هجران مینالد و آرزو میکند که اختلافات پایان یابد. با وجود بیتوجهی معشوق، شاعر همچنان به عشق و اشتیاق خود پایبند است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانهای است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۸۶۱ - بر لب آمد جان ما از اشتیاق
بر لب آمد جان ما از اشتیاق
شد چو صبرم تلخ از هجران مذاق ۱
از دو چشم پر غمم خون می چکد
یک زمان از شوق و یک دم از فراق ۲
در فراق روی خوبت ای صنم
با غمت جفتست دل و ز صبر طاق ۳
خوبرویان را وفا کمتر بود
با وفا حسنش نباشد اتّفاق ۴
اتّفاقی باید اندر دوستی
تا به کی باشد میان ما نفاق ۵
گرچه یارم فارغست از مخلصان
ما به روی دوست داریم اشتیاق ۶
گر تو کامم برنیاری در جهان
دلبرا حکمی بود مالا یطاق ۷
شد چو صبرم تلخ از هجران مذاق ۱
از دو چشم پر غمم خون می چکد
یک زمان از شوق و یک دم از فراق ۲
در فراق روی خوبت ای صنم
با غمت جفتست دل و ز صبر طاق ۳
خوبرویان را وفا کمتر بود
با وفا حسنش نباشد اتّفاق ۴
اتّفاقی باید اندر دوستی
تا به کی باشد میان ما نفاق ۵
گرچه یارم فارغست از مخلصان
ما به روی دوست داریم اشتیاق ۶
گر تو کامم برنیاری در جهان
دلبرا حکمی بود مالا یطاق ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶۰ - ما را ز حد برفت ز درد تو اشتیاق
گوهر بعدی:شماره ۸۶۲ - خون جگر خورم به جهان با غم فراق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.