هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عشق و وفاداری می‌پردازد و از درد فراق و دشواری‌های عاشقی سخن می‌گوید. شاعر بیان می‌کند که دلِ بی‌وفا را قاتل می‌داند و عشق به معشوق او را به قربانی تبدیل کرده است. او تأکید می‌کند که مهر معشوق از جانش جدا نخواهد شد و عاشقان را قابل سرزنش یا نصیحت نمی‌داند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی مانند عشق، فراق، و درد دل است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، زبان شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال پیچیده باشد.

شماره ۸۷۵ - چو بودی گر وفا بودی در آن دل

چو بودی گر وفا بودی در آن دل
نه دل خوانم ورا کاو هست قاتل ۱

قتیل عشق او گشتم خدا را
چو جان در سر کنم آنک چه حاصل ۲

فراقت پیش ما آسان نباشد
که کار عاشقی کاریست مشکل ۳

نظر بازان درین صورت چه دانند
که کار غرقه چون شد بر سواحل ۴

ز جان مهرت نخواهم کرد بیرون
که جای سرو جان ماست در دل ۵

سرشتستند مهرت با گل من
که جای سرو بستانیست در گل ۶

چو بندم ریزد از هم مهر رویت
نخواهد رفت بیرون از مفاصل ۷

ملامت عاشقان را کم توان کرد
نصیحت را نمی باشند قابل ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۷۴ - به تلخی شب هجران و بامداد وصال
گوهر بعدی:شماره ۸۷۶ - رفتی و در غم تو بماندم فگار دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.