هوش مصنوعی:
شاعر از درد فراق معشوق خود رنج میبرد و دلبستگی عمیقی به او دارد. او توصیف میکند که چگونه معشوقش را میستاید و دلش به او پیوسته است، اما معشوق از حال زار او بیخبر است. شاعر آرزو میکند که شبی از بند فراق رها شود.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۸۸۶ - ز درد فراقت من خسته دل
ز درد فراقت من خسته دل
همیشه به روی توأم بسته دل ۱
دو دیده نگارا ز جان بسته ام
به طاق دو ابروت پیوسته دل ۲
دهان تو چون پسته و لب چو قند
ز جان بسته ام من درین پسته دل ۳
تویی فارغ از حال زارم ولی
مرا با تو بودست پیوسته دل ۴
چه چاره که چون مرغ جانم شده
به شست دو زلفین تو بسته دل ۵
ببینم شبی گویی اندر جهان
ز بند فراق تو وارسته دل ۶
همیشه به روی توأم بسته دل ۱
دو دیده نگارا ز جان بسته ام
به طاق دو ابروت پیوسته دل ۲
دهان تو چون پسته و لب چو قند
ز جان بسته ام من درین پسته دل ۳
تویی فارغ از حال زارم ولی
مرا با تو بودست پیوسته دل ۴
چه چاره که چون مرغ جانم شده
به شست دو زلفین تو بسته دل ۵
ببینم شبی گویی اندر جهان
ز بند فراق تو وارسته دل ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸۵ - ای جهان تا کی بری فرمان دل
گوهر بعدی:شماره ۸۸۷ - ای دیده ی جان جهان در شست زلفت بسته دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.