هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر عشق عمیق خود را به معشوق بیان میکند و از فداکاری، آرزوهایش و تأثیرات این عشق بر زندگی خود سخن میگوید. او از زلف معشوق، آرزوی در آغوش گرفتن او و عشق بیپایان خود میگوید و تأکید میکند که هرگز معشوق را ترک نخواهد کرد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۱۵ - جان فدای راه عشقش کرده ام
جان فدای راه عشقش کرده ام
دل چو زلف او مشوّش کرده ام ۱
آرزو دارم که گیرم در برش
راستی اندیشه خوش کرده ام ۲
من به بوی زلف عنبریار او
از نسیم صبحدم غش کرده ام ۳
من بدان کیشم که قربانش شوم
تا نپنداری که ترکش کرده ام ۴
در تمنّای تو ای آب حیات
این دل سوزان بر آتش کرده ام ۵
من جهانی را به یاد لعل دوست
از شراب عشق سرخوش کرده ام ۶
کوی عشق او مبارک منزلیست
زان سبب آنجا فروکش کرده ام ۷
دل چو زلف او مشوّش کرده ام ۱
آرزو دارم که گیرم در برش
راستی اندیشه خوش کرده ام ۲
من به بوی زلف عنبریار او
از نسیم صبحدم غش کرده ام ۳
من بدان کیشم که قربانش شوم
تا نپنداری که ترکش کرده ام ۴
در تمنّای تو ای آب حیات
این دل سوزان بر آتش کرده ام ۵
من جهانی را به یاد لعل دوست
از شراب عشق سرخوش کرده ام ۶
کوی عشق او مبارک منزلیست
زان سبب آنجا فروکش کرده ام ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۱۴ - تا سر کوی تو مأوا کرده ام
گوهر بعدی:شماره ۹۱۶ - آنکه در عالم ثنایش کرده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.