هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی خود سخن میگوید. او از بیخویشتنی، دیوانگی و فداکاری در راه معشوق صحبت میکند و از درد فراق و امید به وصال مینالد. شاعر خود را مانند پروانهای میداند که به دور شمع روی معشوق میچرخد و از زنجیر موهای او اسیر شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۹۳۲ - ز عشقت تا ز خود بیگانه گشتم
ز عشقت تا ز خود بیگانه گشتم
میان عالمی افسانه گشتم ۱
ز روی شوق جانان در شبستان
به شمع روی او پروانه گشتم ۲
ز زنجیر دو زلفت ای دلارام
بگو آخر چرا دیوانه گشتم ۳
به امّیدی که یابم گوهر وصل
غریق بحر آن دردانه گشتم ۴
ز شادی وصالت بر نخوردم
بتا تا با غمت همخانه گشتم ۵
کنون عمریست تا در گرد عالم
به جست و جوی آن جانانه گشتم ۶
اگر تیغم زنی زان دست و بازو
ز تیر چشم مستش وا نه گشتم ۷
چو راهم نیست در خلوتگه وصل
مقیم درگه کاشانه گشتم ۸
نخواهد شد جهان معمور هرگز
بسی در گرد این ویرانه گشتم ۹
چو سنگش پای بوسیدن نیارم
کنون بر روی زلفش شانه گشتم ۱۰
میان عالمی افسانه گشتم ۱
ز روی شوق جانان در شبستان
به شمع روی او پروانه گشتم ۲
ز زنجیر دو زلفت ای دلارام
بگو آخر چرا دیوانه گشتم ۳
به امّیدی که یابم گوهر وصل
غریق بحر آن دردانه گشتم ۴
ز شادی وصالت بر نخوردم
بتا تا با غمت همخانه گشتم ۵
کنون عمریست تا در گرد عالم
به جست و جوی آن جانانه گشتم ۶
اگر تیغم زنی زان دست و بازو
ز تیر چشم مستش وا نه گشتم ۷
چو راهم نیست در خلوتگه وصل
مقیم درگه کاشانه گشتم ۸
نخواهد شد جهان معمور هرگز
بسی در گرد این ویرانه گشتم ۹
چو سنگش پای بوسیدن نیارم
کنون بر روی زلفش شانه گشتم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۳۱ - دیده بگشادم و دل در سر زلفت بستم
گوهر بعدی:شماره ۹۳۳ - به بوی زلف تو دیوانه گشتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.