هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد فراق و بی‌توجهی معشوق شکایت می‌کند. او از رنج هجران و بی‌خوابی و بی‌اشتهایی می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که به حال زار او نظر کند. شاعر تأکید می‌کند که در فراق معشوق، چیزی جز جانش که به پای او نهاده، باقی نمانده است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه‌ای است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، بیان درد و رنج عشق ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۹۳۸ - نگار ماه روی سرو قدم

نگار ماه روی سرو قدم
چرا گشتی چنین فارغ ز دردم ۱

چو دل بردی ز دست ما به دستان
چرا غافل شدی از آه سردم ۲

اگر درد دلم باور نداری
نظر کن بر رخ چون کاه زردم ۳

خبر داری ز حال زارم ای جان
که رفت از درد هجران خواب و خوردم ۴

نبودم در فراقت ای نگارین
بجز جانی که در پای تو کردم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۳۷ - آفتاب رویش از مشرق برآمد صبحدم
گوهر بعدی:شماره ۹۳۹ - چرا گشتی چنین غافل ز دردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.