هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد فراق و بی‌وفایی معشوق شکایت می‌کند. او بیان می‌کند که با وجود وفاداری و عشق فراوان، تنها جفا و بی‌مهری دیده است. از شب‌های تاریک هجران و درد دلش می‌گوید و تأکید می‌کند که با وجود همه رنج‌ها، هرگز از عهد خود برنخواهد گشت.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عاشقانه عمیق و احساسات غمگینانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و جفای معشوق ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.

شماره ۹۳۹ - چرا گشتی چنین غافل ز دردم

چرا گشتی چنین غافل ز دردم
نکردی رحمتی بر روی زردم ۱

نکردی جز جفا بر من نگارا
بگو غیر از وفاداری چه کردم ۲

ندادی کام ما یکدم ز وصلت
بسی خون جگر در عشق خوردم ۳

مرا از دیده و دل حاصلی نیست
به غیر از آب گرم و آه سردم ۴

مفرما صبر با درد فراقم
چگونه صبر بتوانم ز دردم ۵

شب تاریک هجرانم بفرسود
صبا درد دلم را بین و دردم ۶

جهان گر در سر عشقت کنم من
به جان تو که از عهدت نگردم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۳۸ - نگار ماه روی سرو قدم
گوهر بعدی:شماره ۹۴۰ - ز حد بگذشت در عشق تو دردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.