هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و فراق یار خود سخن میگوید. او با توصیف زیبایی معشوق و تأثیر عمیق عشق بر دلش، از درد فراق و اشکهای بیپایان خود مینالد. شاعر جهان و همه چیز را گذرا میبیند و تنها عشق را پایدار میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند گذرایی جهان و مرگ نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۹۵۱ - از آن زمان که من آن روی چون قمر دیدم
از آن زمان که من آن روی چون قمر دیدم
دل ضعیف خود از عشق بی خبر دیدم ۱
حلاوتی که در آن چهره نگارین است
قسم به جان تو در ماه و خور اگر دیدم ۲
ز خون دل رقمی از سرشک چون سیماب
ز درد عشق تو جانا به روی زر دیدم ۳
قرار نیست مرا چون دو زلف از رخ تو
به جان دوست از آن دم که یک نظر دیدم ۴
کسی ندید مگر مرگ خویشتن به دو چشم
بیا که روز فراقت به چشم و سر دیدم ۵
به کوه و دشت همی گشتم از فراق رخت
ز اشک دیده ی ما آب تا کمر دیدم ۶
دگر ز کوی تو ما را سفر نخواهد بود
از آن بلا که ز بالات در سفر دیدم ۷
جهان و هرچه در او هست سر به سر دانی
نبود همّتم ای دوست مختصر دیدم ۸
از این سبب که نظر کردم از سر تحقیق
جهان و کار جهان جمله در گذر دیدم ۹
دل ضعیف خود از عشق بی خبر دیدم ۱
حلاوتی که در آن چهره نگارین است
قسم به جان تو در ماه و خور اگر دیدم ۲
ز خون دل رقمی از سرشک چون سیماب
ز درد عشق تو جانا به روی زر دیدم ۳
قرار نیست مرا چون دو زلف از رخ تو
به جان دوست از آن دم که یک نظر دیدم ۴
کسی ندید مگر مرگ خویشتن به دو چشم
بیا که روز فراقت به چشم و سر دیدم ۵
به کوه و دشت همی گشتم از فراق رخت
ز اشک دیده ی ما آب تا کمر دیدم ۶
دگر ز کوی تو ما را سفر نخواهد بود
از آن بلا که ز بالات در سفر دیدم ۷
جهان و هرچه در او هست سر به سر دانی
نبود همّتم ای دوست مختصر دیدم ۸
از این سبب که نظر کردم از سر تحقیق
جهان و کار جهان جمله در گذر دیدم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۵۰ - دو زلف سرکشش پرتاب دیدم
گوهر بعدی:شماره ۹۵۲ - دوش رویش به خواب می دیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.