هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد فراق و غم عشق می‌نالد، از روزگار ناسازگار شکایت دارد و خود را دردمند و درمانده توصیف می‌کند. او از عفو و لطف معشوق طلبیده و اظهار می‌کند که جز او کسی را در این جهان ندارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق، درد فراق و مفاهیم عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به درک ادبی بالاتری نیاز دارند.

شماره ۹۵۹ - در حسرت روی آن نگارم

در حسرت روی آن نگارم
خون جگر از دو دیده بارم ۱

پایم به غم زمانه در بند
از دست برفت کار و بارم ۲

از دست جفای چرخ باری
آشفته چو زلف آن نگارم ۳

جانم به لب آمد از فراقش
روزی ز غمش هزار بارم ۴

چون یاد کنم ز روزگاران
کو روز و کجاست روزگارم ۵

بودیم عزیز جان و دلها
و امروز چو خاک راه خوارم ۶

بردار مرا ز خاک راهت
زنهار چنین روا مدارم ۷

کردیم خطا و جرم بسیار
ای دوست به عفو درگذارم ۸

از دامن لطف دست امّید
آخر تو بگو که چون بدارم ۹

بسیار کست به جای من هست
من جز تو در این جهان ندارم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۵۸ - ز هجر روی تو یارا به کام اغیارم
گوهر بعدی:شماره ۹۶۰ - من به لطفت امید می دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.