هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از امید به لطف و محبت معشوق سخن میگوید، اما از غم و جفای او نیز رنج میبرد. او تنها معشوق را در جهان دارد و از او میخواهد که او را از لطف خود محروم نکند. شاعر همچنین از عشق و اشتیاق خود به معشوق و بیتوجهی معشوق به او شکایت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'جفای بت ستمکارم' ممکن است نیاز به تفسیر و درک بیشتری داشته باشند.
شماره ۹۶۰ - من به لطفت امید می دارم
من به لطفت امید می دارم
مگر از غم کنی سبکبارم ۱
چون ندارم بجز تو کس به جهان
ضایع از لطف خویش مگذارم ۲
ماه من جلوه داد در چشمم
اوست یا خود خیال پندارم ۳
دل به جان آمد ای مسلمانان
از جفای بت ستمکارم ۴
من به امّید روی چون خورشید
شب همه تا به صبح بیدارم ۵
از چه میلی ندارد او سوی ما
تخم مهرش میان جان کارم ۶
من ندارم تمتّعی ز وصال
تا نگویی که من جهان دارم ۷
مگر از غم کنی سبکبارم ۱
چون ندارم بجز تو کس به جهان
ضایع از لطف خویش مگذارم ۲
ماه من جلوه داد در چشمم
اوست یا خود خیال پندارم ۳
دل به جان آمد ای مسلمانان
از جفای بت ستمکارم ۴
من به امّید روی چون خورشید
شب همه تا به صبح بیدارم ۵
از چه میلی ندارد او سوی ما
تخم مهرش میان جان کارم ۶
من ندارم تمتّعی ز وصال
تا نگویی که من جهان دارم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۵۹ - در حسرت روی آن نگارم
گوهر بعدی:شماره ۹۶۱ - از شب هجر تو ای دوست شکایت دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.