هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق عمیق خود به معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که با وجود being forgotten by the beloved, he still harbors hope for reunion. او از درد هجران و بی‌قراری خود می‌گوید و تأکید می‌کند که هیچ کاری جز عشق به معشوق ندارد. شاعر حتی با وجود رنج‌های فراوان، عشق خود را از جان و دل می‌ستاید و حاضر است برای دیدار معشوق هر بهایی بپردازد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات شدید است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران و رنج عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۹۸۰ - صبا بگذر شبی در کوی یارم

صبا بگذر شبی در کوی یارم
پیام من ببر سوی نگارم ۱

بگو ای نور چشم من شب و روز
بجز عشق رخت کاری ندارم ۲

فراموشم اگرچه کرده ای لیک
مباد آن دم که بی یادت گذارم ۳

به جان تو که بی دیدار رویت
چو زلف تو پریشان روزگارم ۴

اگرچه در غم هجرم بکشتی
به وصل تو هنوز امیدوارم ۵

وگر چه دشمن جانی ولیکن
تو را از جان و دل من دوستدارم ۶

به درد هجرت ای جان و جوانی
نمانده صبر و آرام و قرارم ۷

تو گفتی در چه کاری؟ در دل و جان
بجز تخم غم مهرت چه کارم ۸

به مهر رویت ای دلبر از این بیش
چنین سرگشته و حیران مدارم ۹

چو خاک ره شدم خوار از غم تو
روا داری چنین بر ره گذارم ۱۰

گر آیی پیشم ای دلبر نباشد
بجز جان بر کف از بهر نثارم ۱۱

جهانی عاشق رویت ندانم
من بیچاره باری در شمارم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۷۹ - منم کاندر جهان یاری ندارم
گوهر بعدی:شماره ۹۸۱ - چشم بینایی بده تا روی جانان بنگرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.