هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از لطف و فضل الهی سخن میگوید و خود را نیازمند رحمت و دستگیری خداوند میداند. او با وجود احساس نالایقی، امیدوار است که به فضل خداوند پذیرفته شود. همچنین، عشق و اشتیاق به معشوق (که میتواند اشارهای عرفانی به خداوند داشته باشد) در ابیات مشهود است.
رده سنی:
15+
محتوا دارای مفاهیم عرفانی و معنوی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است نیاز به تفسیر داشته باشند.
شماره ۹۸۷ - مگر لطف تو باشد دستگیرم
مگر لطف تو باشد دستگیرم
ز پای افتادم آخر دست گیرم ۱
اگرچه لایق حلقه نباشم
خداوندا به فضلت در پذیرم ۲
منم مجرم ولیکن وای بر من
اگر لطفت نباشد دستگیرم ۳
مسلمانان به راه کعبه وصل
بود خار مغیلان چون حریرم ۴
نپرسی یک زمان از حال زارم
تو باشی دایماً ما فی الضّمیرم ۵
ز جان باشد گزیرم کام و ناکام
به جان تو که از تو ناگزیرم ۶
به بوی زلف مشکین تو عمریست
که جانی می دهم باشد بمیرم ۷
بگشتم در جهان در جست و جویش
نباشد چون نگار بی نظیرم ۸
ز پای افتادم آخر دست گیرم ۱
اگرچه لایق حلقه نباشم
خداوندا به فضلت در پذیرم ۲
منم مجرم ولیکن وای بر من
اگر لطفت نباشد دستگیرم ۳
مسلمانان به راه کعبه وصل
بود خار مغیلان چون حریرم ۴
نپرسی یک زمان از حال زارم
تو باشی دایماً ما فی الضّمیرم ۵
ز جان باشد گزیرم کام و ناکام
به جان تو که از تو ناگزیرم ۶
به بوی زلف مشکین تو عمریست
که جانی می دهم باشد بمیرم ۷
بگشتم در جهان در جست و جویش
نباشد چون نگار بی نظیرم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۸۶ - بیا جانا که جانت را بمیرم
گوهر بعدی:شماره ۹۸۸ - به لطف ای دوست باری دست گیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.