هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عشق و وفاداری بیقید و شرط خود را به معشوق یا حاکم بیان میکند و آرزو میکند که در سایه محبت او بماند و حتی جان خود را فدا کند. او از حکمت و سلطنت معشوق تمجید میکند و خوشحالی خود را در اطاعت از او میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین وفاداری و فداکاری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۹۹ - اگر با دولتت پاینده باشم
اگر با دولتت پاینده باشم
به پیش بندگانت بنده باشم ۱
بنازم پیش جانت تا بمیرم
بمیرم پیش تو تا زنده باشم ۲
رسم از دولت وصلت به کامی
اگر با طالع فرخنده باشم ۳
ز سر خشنود باشم آن زمانی
که پیش پای تو افکنده باشم ۴
گرم در سایه ی مهرت بود جای
چو خورشید جهان تابنده باشم ۵
تو سلطانی ز حکمت سر نپیچم
درین ملک جهان تابنده باشم ۶
به پیش بندگانت بنده باشم ۱
بنازم پیش جانت تا بمیرم
بمیرم پیش تو تا زنده باشم ۲
رسم از دولت وصلت به کامی
اگر با طالع فرخنده باشم ۳
ز سر خشنود باشم آن زمانی
که پیش پای تو افکنده باشم ۴
گرم در سایه ی مهرت بود جای
چو خورشید جهان تابنده باشم ۵
تو سلطانی ز حکمت سر نپیچم
درین ملک جهان تابنده باشم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹۸ - چنین بی یار و دل تا چند باشم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰۰ - تو شمعی و منت پروانه باشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.