هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عشق و وفاداری خود را به معشوق بیان میکند و با وجود بیتوجهی و جفای معشوق، همچنان او را یار و نزدیک به خود میداند. شاعر تأکید میکند که مذهب عشق او متفاوت است و جهان را از دیدگاه عشق میبیند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا و بیگانگی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۰۲۶ - من تو را یار خویش می دانم
من تو را یار خویش می دانم
همچو مرهم به ریش می دانم ۱
چون نداری عنایتی سوی ما
این هم از بخت خویش می دانم ۲
بی رخت گل ز خار نشناسم
بی لبت نوش نیش می دانم ۳
از جفا کم نمی کنی چکنم
من وفا از تو بیش می دانم ۴
گرچه بیگانگی کنی با ما
من تو را به ز خویش می دانم ۵
هرچه دشمن مرا ز پس گوید
فعل او را ز پیش می دانم ۶
مذهب عشق ما دگر چیزست
من جهان را ز کیش می دانم ۷
همچو مرهم به ریش می دانم ۱
چون نداری عنایتی سوی ما
این هم از بخت خویش می دانم ۲
بی رخت گل ز خار نشناسم
بی لبت نوش نیش می دانم ۳
از جفا کم نمی کنی چکنم
من وفا از تو بیش می دانم ۴
گرچه بیگانگی کنی با ما
من تو را به ز خویش می دانم ۵
هرچه دشمن مرا ز پس گوید
فعل او را ز پیش می دانم ۶
مذهب عشق ما دگر چیزست
من جهان را ز کیش می دانم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۲۵ - بلبل صفت از عشق تو فریاد زنانم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۲۷ - ز سوز عشق رخت آتشیست در جانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.