هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و فراق معشوق میگوید و بیان میکند که بدون یاد او حتی یک دم هم نمیتواند زندگی کند. او از درد هجران و غمهایش مینالد و تأکید میکند که معشوق تنها مرهم دلهای شکستهاش است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و ادبیات کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰۳۸ - من دیده با خیال تو برهم نمی زنم
من دیده با خیال تو برهم نمی زنم
بی یاد روح بخش تو یک دم نمی زنم ۱
تا چند خون دل خورم اندر فراق تو
یک دم نفس به عشق تو بی دم نمی زنم ۲
با آنکه خسته ای دل ما را به تیغ هجر
ای نور دیده ناله ز دردم نمی زنم ۳
از غم به جان رسید دل مستمند من
آخر ببین که یک دم بی غم نمی زنم ۴
روزی نمی رود که سر خویش حلقه وار
بر درگه وصال تو هر دم نمی زنم ۵
گفتم که همدمم مگر آن نازنین شود
یک دم به عمر خویش به همدم نمی زنم ۶
گفتم به ریش دل به جهانم تو مرهمی
مرهم تویی و لاف ز مرهم نمی زنم ۷
بی یاد روح بخش تو یک دم نمی زنم ۱
تا چند خون دل خورم اندر فراق تو
یک دم نفس به عشق تو بی دم نمی زنم ۲
با آنکه خسته ای دل ما را به تیغ هجر
ای نور دیده ناله ز دردم نمی زنم ۳
از غم به جان رسید دل مستمند من
آخر ببین که یک دم بی غم نمی زنم ۴
روزی نمی رود که سر خویش حلقه وار
بر درگه وصال تو هر دم نمی زنم ۵
گفتم که همدمم مگر آن نازنین شود
یک دم به عمر خویش به همدم نمی زنم ۶
گفتم به ریش دل به جهانم تو مرهمی
مرهم تویی و لاف ز مرهم نمی زنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۳۷ - در سرم هست که سر در سر کار تو کنم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳۹ - گر خرامی پیش ما در دیدگان جایت کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.