هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد فراق و ناکامی در عشق میگوید. او از این که وصال معشوق ممکن نیست، شکایت دارد و از بیقراری و بیتابی خود در فراق سخن میگوید. همچنین، از ناتوانی در تسخیر زمان و روزگار شکوه میکند و بیان میکند که هیچ حیله و تدبیری برای رسیدن به معشوق کارساز نیست. در نهایت، او از تکرار نام معشوق به عنوان تنها تسکین خود یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۰۵۰ - شب وصال میسّر نمی شود چه کنم
شب وصال میسّر نمی شود چه کنم
سعادتیست چو باور نمی شود چه کنم ۱
بجز خیال که او نور دیده ی بصرست
به پیش دیده مصوّر نمی شود چه کنم ۲
ببین که توسن ایام تند سفله نواز
به هیچ گونه مسخّر نمی شود چه کنم ۳
شب فراق که تاریکتر ز روز منست
به شمع وصل منوّر نمی شود چه کنم ۴
بهر زری که ز رخ دارم وز دیده گهر
گدای عشق توانگر نمی شود چه کنم ۵
هزار حیله و دستان به وصل او کردم
به حیله کار میسّر نمی شود چه کنم ۶
سخن چو قند مکرّر بود مرا به جهان
چو ذکر دوست مکرّر نمی شود چه کنم ۷
سعادتیست چو باور نمی شود چه کنم ۱
بجز خیال که او نور دیده ی بصرست
به پیش دیده مصوّر نمی شود چه کنم ۲
ببین که توسن ایام تند سفله نواز
به هیچ گونه مسخّر نمی شود چه کنم ۳
شب فراق که تاریکتر ز روز منست
به شمع وصل منوّر نمی شود چه کنم ۴
بهر زری که ز رخ دارم وز دیده گهر
گدای عشق توانگر نمی شود چه کنم ۵
هزار حیله و دستان به وصل او کردم
به حیله کار میسّر نمی شود چه کنم ۶
سخن چو قند مکرّر بود مرا به جهان
چو ذکر دوست مکرّر نمی شود چه کنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴۹ - تا به کی دل را ز درد عشق تو پر خون کنم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵۱ - بی رخت صبر از این بیش ندارم چه کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.