هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تنهایی، درد عشق و رنجهای ناشی از آن میگوید. او از بیپناهی، ضعف جسمانی و نداشتن کسی برای درددل شکایت میکند و تنها مونس خود را غم عشق میداند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و رنجهای عشق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۱۰۵۲ - من مسکین به جهان یار ندارم چه کنم
من مسکین به جهان یار ندارم چه کنم
جز غم عشق رخش کار ندارم چه کنم ۱
بار عشق تو چو کوهست و تن از ضعف چو کاه
بیش ازین طاقت این بار ندارم چه کنم ۲
دارم از جور تو بسیار شکایت لیکن
پیش کس زهره ی گفتار ندارم چه کنم ۳
مشکل آنست که بیمارم و در درد غمش
جان فدا کردم و تیمار ندارم چه کنم ۴
ساکن کوی تو گفتم که شوم یکباره
بر سر کوی تو چون بار ندارم چه کنم ۵
تو نداری خبر از حال من خسته و من
طاقت زحمت اغیار ندارم چه کنم ۶
جز غم دوست که پیوسته ندیمست مرا
در جهان مونس و غمخوار ندارم چه کنم ۷
جز غم عشق رخش کار ندارم چه کنم ۱
بار عشق تو چو کوهست و تن از ضعف چو کاه
بیش ازین طاقت این بار ندارم چه کنم ۲
دارم از جور تو بسیار شکایت لیکن
پیش کس زهره ی گفتار ندارم چه کنم ۳
مشکل آنست که بیمارم و در درد غمش
جان فدا کردم و تیمار ندارم چه کنم ۴
ساکن کوی تو گفتم که شوم یکباره
بر سر کوی تو چون بار ندارم چه کنم ۵
تو نداری خبر از حال من خسته و من
طاقت زحمت اغیار ندارم چه کنم ۶
جز غم دوست که پیوسته ندیمست مرا
در جهان مونس و غمخوار ندارم چه کنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۵۱ - بی رخت صبر از این بیش ندارم چه کنم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵۳ - بگو که با غم هجران روی او چه کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.