هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و فراق معشوق خود مینالد و از درد دل و رنجی که متحمل شده است سخن میگوید. او از شکسته شدن عهد و پیمان معشوق شکایت دارد و بیان میکند که چگونه دلش در غم عشق او ویران شده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از مفاهیم پیچیدهتر عشق و فراق مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۱۰۵۴ - بر سر کوی تو افغان چه کنم گر نکنم
بر سر کوی تو افغان چه کنم گر نکنم
دیده ی جان به تو حیران چه کنم گر نکنم ۱
خانه صبر من ای نور دو چشمم ز فراق
در غم عشق تو ویران چه کنم گر نکنم ۲
گرچه عهد من دلخسته شکستی به جفا
با غم روی تو پیمان چه کنم گر نکنم ۳
آشکارا چو تو خون دل ما می ریزی
درد دل را ز تو پنهان چه کنم گر نکنم ۴
گوهر و زر به فراق رخت ای جان به جهان
ز رخ و چشم خود ارزان چه کنم گر نکنم ۵
دیده ی جان به تو حیران چه کنم گر نکنم ۱
خانه صبر من ای نور دو چشمم ز فراق
در غم عشق تو ویران چه کنم گر نکنم ۲
گرچه عهد من دلخسته شکستی به جفا
با غم روی تو پیمان چه کنم گر نکنم ۳
آشکارا چو تو خون دل ما می ریزی
درد دل را ز تو پنهان چه کنم گر نکنم ۴
گوهر و زر به فراق رخت ای جان به جهان
ز رخ و چشم خود ارزان چه کنم گر نکنم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۵۳ - بگو که با غم هجران روی او چه کنم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵۵ - بیا که بی رخ خوبت نظر به کس نکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.