هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد فراق و هجران معشوق خود می‌نالد و بیان می‌کند که بدون او نه آرامش دارد و نه می‌تواند دیگری را جایگزین او کند. او از غم و اندوه خود سخن می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که به او رحم کند و بازگردد. شاعر تأکید می‌کند که در این دنیا جز تلخی هجران چیزی ندیده است.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که درک آن‌ها به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین، موضوعات غم و هجران ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۱۰۶۴ - نه بخت آنکه شبی با تو روبرو بنشینم

نه بخت آنکه شبی با تو روبرو بنشینم
نه دل دهد که به جای تو دیگری بگزینم ۱

زحال زار من ای هر دو دیده ام خبرت نیست
که نیست در غم تو غیر آه و ناله قرینم ۲

برفتی از برم ای ماه سروقد گل اندام
بگو که باز کی آن روی دلستان تو بینم ۳

بر آسمان شدم افغان ز روز هجر و جدایی
فراغتیست به وصلت مرا ز ملک زمینم ۴

تراست شادی ایام وصل دلداران
ترّحمی بکن آخر که در فراق حزینم ۵

تراست از من مسکین فراغتی چه توان کرد
من بلاکش بیچاره در فراق چنینم ۶

به غیر تلخی هجران ندیده ام به جهان هیچ
اگر سؤال کنندم به روز بازپسینم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۶۳ - شدم به طرف گلستان که تا گلی چینم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶۵ - نه یاریی دهدم بخت تا رخت بینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.