هوش مصنوعی: شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و وصال معشوق سخن می‌گوید و از امید، نیاز، و اشتیاق خود به دیدار او می‌سراید. او از غم و دل‌شکستگی نیز یاد می‌کند، اما در نهایت به امید شادی و سرفرازی در سایهٔ معشوق پایبند است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک کامل آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۱۰۶۷ - من دولت وصالش از بی نیاز خواهم

من دولت وصالش از بی نیاز خواهم
صبح رخ امیدم در وقت راز خواهم ۱

محراب ابروانش پیوسته قبله ماست
زان روی حاجت خود در هر نماز خواهم ۲

از سرو قامت او کوتاه گشت دستم
با وصل او چو زلفش عمری دراز خواهم ۳

بردی دلم ز دستم در پای غم فکندی
خون دل رمیده چون از تو باز خواهم ۴

در بوستان شادی ای دوست در دل ما
من سرو قامتت را بس سرفراز خواهم ۵

در بوته ی وصالش از مهر روی جانان
قلب من شکسته اندر گداز خواهم ۶

بازآ که آب چشمم روی جهان گرفته
بر جویبار دیده آن سروناز خواهم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۶۶ - نام تو قوّت دل و دینم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶۸ - با درد عشقت درمان نخواهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.