هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و هجران معشوق میگوید و بیان میکند که چگونه دلهای خستهشان پر از مهر معشوق است و از همه چیز بریدهاند. او از زلف معشوق یاد میکند و امید به وصال دارد. همچنین، از رهایی از دامهای دنیوی سخن میگوید و التماس میکند که مرهمی بر دلهای زخمیشان از وصل معشوق بگذارند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۰۷۲ - نگارا ز هجر تو دل خسته ایم
نگارا ز هجر تو دل خسته ایم
دو دیده به وصل تو دربسته ایم ۱
ز بند همه چیز برخاستیم
به محراب ابروت پیوسته ایم ۲
ز زنّار زلفت حذر کرده ایم
به امّید وصل تو بنشسته ایم ۳
دل خسته ی ما پر از مهر تست
که مهر از همه خلق بگسسته ایم ۴
بنفشه به زلف تو نسبت کنم
میان ریاحین از آن دسته ایم ۵
بنه مرهمی بر دلم از وصال
که از تیغ هجر تو بس خسته ایم ۶
چو سرویم آزاد و کوتاه دست
که از ننگ تر دامنان رسته ایم ۷
دو دیده به وصل تو دربسته ایم ۱
ز بند همه چیز برخاستیم
به محراب ابروت پیوسته ایم ۲
ز زنّار زلفت حذر کرده ایم
به امّید وصل تو بنشسته ایم ۳
دل خسته ی ما پر از مهر تست
که مهر از همه خلق بگسسته ایم ۴
بنفشه به زلف تو نسبت کنم
میان ریاحین از آن دسته ایم ۵
بنه مرهمی بر دلم از وصال
که از تیغ هجر تو بس خسته ایم ۶
چو سرویم آزاد و کوتاه دست
که از ننگ تر دامنان رسته ایم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷۱ - دیگر هوای عشق تو در سرگرفته ایم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷۳ - چو لاله پر از خون دل خسته ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.