هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و محبت بیپاسخ و جفاهای معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که سالها با امید و عشق به معشوق وفادار بوده، اما در نهایت با بیمهری و جفای او مواجه شده است. با این حال، شاعر جانب حق را نگه داشته و کار خود را به خدا سپرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و مفهومی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است مناسب نباشد. همچنین، اشاره به رنج و جفا نیاز به درک و بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۰۸۱ - ما تو را دلدار خود پنداشتیم
ما تو را دلدار خود پنداشتیم
وز تو چشم مردمیها داشتیم ۱
تخم مهر رویت ای نامهربان
سالها در وادی جان کاشتیم ۲
هرچه کردی با من از جور و جفا
گرچه آن بد بود نیک انگاشتیم ۳
تا نهادی دل به مهر دیگران
ما امید از لطف تو برداشتیم ۴
سالها تا رایت مهر و وفا
عاشقانه در جهان افراشتیم ۵
چون جفا و جورت از حد درگذشت
کار خود را با خدا بگذاشتیم ۶
گر به ناحق غمزه ات خونم بریخت
جانب حق را فرو نگذاشتیم ۷
وز تو چشم مردمیها داشتیم ۱
تخم مهر رویت ای نامهربان
سالها در وادی جان کاشتیم ۲
هرچه کردی با من از جور و جفا
گرچه آن بد بود نیک انگاشتیم ۳
تا نهادی دل به مهر دیگران
ما امید از لطف تو برداشتیم ۴
سالها تا رایت مهر و وفا
عاشقانه در جهان افراشتیم ۵
چون جفا و جورت از حد درگذشت
کار خود را با خدا بگذاشتیم ۶
گر به ناحق غمزه ات خونم بریخت
جانب حق را فرو نگذاشتیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۸۰ - تا دیده و دل در سر زلفین تو بستیم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸۲ - از مادر دهر تا بزادیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.