هوش مصنوعی:
این شعر از درد عشق و فراق سخن میگوید. شاعر از دوری معشوق شکایت دارد و بیان میکند که عشق و فراق، جان و عمرش را سوزانده است. او از بیقراری و سرگشتگی خود در فراق یار مینالد و آرزوی وصال را دارد. با وجود بیاعتنایی معشوق، شاعر همچنان در جستوجوی اوست و امید به دیدارش دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۱۱۰۱ - چون تو طبیب دردی درد تو با که گویم
چون تو طبیب دردی درد تو با که گویم
درمان درد دوری ای دلبر از که جویم ۱
آبم ببرد عشقت بر باد داد عمرم
از آتش فراقت کمتر ز خاک کویم ۲
از تاب زلف پرچین چوگان مزن خدا را
کاندر فراق رویت سرگشته تر ز گویم ۳
در بوستان وصلت ای جان من چو بلبل
بر روی چون گل تو آشفته همچو مویم ۴
چون ترک عشق گویم تا روز حشر جانا
ور کوزه گر بسازد از خاک من سبویم ۵
جانم ز پا درآمد در جست و جوی وصلت
در کوی هجرت آخر تا کی به سر بپویم ۶
گرچه ز ما فراغت دارد نگار لیکن
من در جهان به بویش دایم به جست و جویم ۷
درمان درد دوری ای دلبر از که جویم ۱
آبم ببرد عشقت بر باد داد عمرم
از آتش فراقت کمتر ز خاک کویم ۲
از تاب زلف پرچین چوگان مزن خدا را
کاندر فراق رویت سرگشته تر ز گویم ۳
در بوستان وصلت ای جان من چو بلبل
بر روی چون گل تو آشفته همچو مویم ۴
چون ترک عشق گویم تا روز حشر جانا
ور کوزه گر بسازد از خاک من سبویم ۵
جانم ز پا درآمد در جست و جوی وصلت
در کوی هجرت آخر تا کی به سر بپویم ۶
گرچه ز ما فراغت دارد نگار لیکن
من در جهان به بویش دایم به جست و جویم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۰۰ - چه دردست این که درمانش ندانیم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰۲ - درد دل خویش با که گویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.