هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و علاقه خود به معشوق و جدایی از او سخن میگوید. او از معشوق میخواهد که به او توجه کند و با او مهربان باشد، چرا که شاعر خود را بنده و عاشق معشوق میداند. همچنین، شاعر از ناپایداری دنیا سخن میگوید و امیدوار است که روزی به وصال معشوق برسد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۱۱۱۰ - چو با مهر رخ او آشناییم
چو با مهر رخ او آشناییم
چرا ای جان و دل از تو جداییم ۱
تو سلطانی نظر کن سوی درویش
چو در کوی وصال تو گداییم ۲
نه مرد عشق بازار تو بودیم
چه گونه با فراق تو برآییم ۳
به خاک آستانت تشنه جانیم
به جست و جوی تو سرگشته ماییم ۴
ز روی لطف کن در ما نگاهی
اگرچه چاکری را می نشاییم ۵
بگو ای نور چشمم تا که رایی
ز روی بندگی چون ما تراییم ۶
چرا بیگانگی ورزی تو با ما
چو از جان در جهانت آشناییم ۷
چو دوران را ثباتی نیست محکم
بیا تا یک زمانک خوش برآییم ۸
سعادت گر دهد یاری به وصلت
چو اقبال از در دولت درآییم ۹
چرا ای جان و دل از تو جداییم ۱
تو سلطانی نظر کن سوی درویش
چو در کوی وصال تو گداییم ۲
نه مرد عشق بازار تو بودیم
چه گونه با فراق تو برآییم ۳
به خاک آستانت تشنه جانیم
به جست و جوی تو سرگشته ماییم ۴
ز روی لطف کن در ما نگاهی
اگرچه چاکری را می نشاییم ۵
بگو ای نور چشمم تا که رایی
ز روی بندگی چون ما تراییم ۶
چرا بیگانگی ورزی تو با ما
چو از جان در جهانت آشناییم ۷
چو دوران را ثباتی نیست محکم
بیا تا یک زمانک خوش برآییم ۸
سعادت گر دهد یاری به وصلت
چو اقبال از در دولت درآییم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۰۹ - بهار آمد بیا تا خوش برآییم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱۱ - سرگشته در این عرصه ایام چو ماییم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.