هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از دوری از معشوق شکایت میکند و بیان میکند که با وجود عشق و وفاداری، از وصال محروم ماندهاند. ایشان از معشوق میخواهند که لطفی کرده و به ایشان نگاهی کنند، چرا که با وجود خدمتگزاری، بیاعتنایی میبینند. شاعر در پایان از ناپایداری دنیا سخن میگوید و پیشنهاد میکند که از فرصت استفاده کرده و لحظاتی خوش را با هم بگذرانند.
رده سنی:
15+
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۱۱۲ - نگارا از تو دور آخر چراییم
نگارا از تو دور آخر چراییم
تو را ماییم و ما آخر که راییم ۱
سعادت گر دهد یاری به وصلت
همان به کز در عشرت درآییم ۲
بگو ای نور چشمم تا که رایی
ز روی بندگی چون ما توراییم ۳
نظر فرما ز روی لطف بر ما
چو در کوی وصال تو گداییم ۴
به خاک آستانت تشنه جانیم
به جست و جوی تو سرگشته ماییم ۵
ز روی لطف کن در ما نگاهی
اگرچه چاکری را می نشاییم ۶
چرا بیگانگی ورزی نگارا
چو از جان در جهانت آشناییم ۷
چو دوران را بنایی نیست محکم
بیا تا یک زمانک خوش برآییم ۸
تو را ماییم و ما آخر که راییم ۱
سعادت گر دهد یاری به وصلت
همان به کز در عشرت درآییم ۲
بگو ای نور چشمم تا که رایی
ز روی بندگی چون ما توراییم ۳
نظر فرما ز روی لطف بر ما
چو در کوی وصال تو گداییم ۴
به خاک آستانت تشنه جانیم
به جست و جوی تو سرگشته ماییم ۵
ز روی لطف کن در ما نگاهی
اگرچه چاکری را می نشاییم ۶
چرا بیگانگی ورزی نگارا
چو از جان در جهانت آشناییم ۷
چو دوران را بنایی نیست محکم
بیا تا یک زمانک خوش برآییم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۱۱ - سرگشته در این عرصه ایام چو ماییم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱۳ - در بادیه هجر تو سرگشته چو گوییم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.