هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که در فراق معشوق خود سرگشته و درمانده است. شاعر از جفاهای معشوق شکایت میکند و از غم هجران و بیقراری خود میگوید. او با وجود همه سختیها، همچنان وفادار و عاشق است و حاضر به شکایت از معشوق نزد دیگران نیست.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عاطفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکار رفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۱۱۱۳ - در بادیه هجر تو سرگشته چو گوییم
در بادیه هجر تو سرگشته چو گوییم
ما شرح جفاهای تو ای دوست چه گوییم ۱
بر باد صبا گرچه بدادی تو وفایم
ساکن شده بر خاک درت بر سر کوییم ۲
بر دل غم هجران توأم کوه گرانست
بر روی چو خورشید تو آشفته چو موییم ۳
دم بی تو نیارم زدن ای دیده و هردم
از آب دو دیده به غمت روی بشوییم ۴
گفتم که چو شانه مگرت دست ببوسم
فریاد که در عشق تو چون سنگ و سبوییم ۵
تا چند زنی تیغ جفا بر من مسکین
آخر نه گیاهیم که هر لحظه بروییم ۶
بر جان و جهان گر صد از این بیش کنی جور
با مدّعیان شرح جفای تو نگوییم ۷
ما شرح جفاهای تو ای دوست چه گوییم ۱
بر باد صبا گرچه بدادی تو وفایم
ساکن شده بر خاک درت بر سر کوییم ۲
بر دل غم هجران توأم کوه گرانست
بر روی چو خورشید تو آشفته چو موییم ۳
دم بی تو نیارم زدن ای دیده و هردم
از آب دو دیده به غمت روی بشوییم ۴
گفتم که چو شانه مگرت دست ببوسم
فریاد که در عشق تو چون سنگ و سبوییم ۵
تا چند زنی تیغ جفا بر من مسکین
آخر نه گیاهیم که هر لحظه بروییم ۶
بر جان و جهان گر صد از این بیش کنی جور
با مدّعیان شرح جفای تو نگوییم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۱۲ - نگارا از تو دور آخر چراییم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱۴ - به جان آمد دل از هجر حبیبان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.