هوش مصنوعی: این متن یک شعر عاشقانه است که در آن شاعر با استفاده از اسامی معروف در ادبیات فارسی مانند لیلی و مجنون، شیرین و فرهاد، خسرو و شیرین، عذرا و وامق، گلشه و ورقه، ویس و رامین، احساسات عمیق عاشقانه و درد هجران را بیان می‌کند. در پایان، شاعر از خداوند به عنوان موجود باقی و بخشنده یاد می‌کند که به او جان و ایمان عطا کرده است.
رده سنی: 15+ متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از اساطیر و داستان‌های کلاسیک است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران و عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۱۱۷ - تویی لیلی تویی لیلی تویی درد مرا درمان

تویی لیلی تویی لیلی تویی درد مرا درمان
منم مجنون منم مجنون منم مجنون سرگردان ۱

تویی شیرین به عهد خسرو پرویز بنشسته
منم فرهاد کوه افکن به بادم رفته شیرین جان ۲

تویی شیرین تویی شیرین تویی شیرین چو جان در تن
منم خسرو منم خسرو گرفتار شب هجران ۳

تویی عذرا تویی عذرا گرفتارم به درد تو
منم وامق منم وامق بکن درد مرا درمان ۴

تویی گُلشه تویی گُلشه تویی گلبوی همچون مه
منم ورقه منم غرقه به بحر هجر بی پایان ۵

تویی ویس گل اندامم ز جانت بسته در دامم
منم رامین که می سوزد دلم در غم تو را دامان ۶

ز جان گویم ثنای آن جهانداری که او باقیست
که دادستم به لطف خود همم جان و همم ایمان ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۱۶ - به خدایی که جز او نیست خداوند جهان
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱۸ - بی کنارت در میان خونم این نازک میان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.