هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و فراق یار میگوید و درد دوری از معشوق را بیان میکند. او از آرزوی دیدار و وصال سخن میگوید و از بیتابیهای دلش در غم هجران مینالد. شاعر از معشوق میخواهد که رحمتی کند و او را از این حال نجات دهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.
شماره ۱۱۱۸ - بی کنارت در میان خونم این نازک میان
بی کنارت در میان خونم این نازک میان
زین میان تا چند باشم از کنارت برکران ۱
آن سعادت کو که گیرم یک زمانت در کنار
وآن عنایت کو که با من یکدم آیی در میان ۲
گرفتد بر چشم من چشم تو ای چشم و چراغ
چشمه های خون دل بینی ز چشم من روان ۳
ای صبا با آن نگار شوخ سنگین دل بگو
این چنین پرسند آخر دوستان از دوستان ۴
گرچه یادت در دلم دانم که هرگز نگذرد
یک نفس بیرون نخواهد شد مرا یادت ز جان ۵
آرزوی وصل داری رخ متاب از تیغ هجر
گر جمال کعبه می خواهی متاب از ره عنان ۶
چند رانی از برم ای دوست در دوران گل
بلبل شوریده نتواند برید از بوستان ۷
از وصال روح بخشت یک زمانم شاد کن
تاکیم سرگشته داری در غم ای جان و جهان ۸
زین میان تا چند باشم از کنارت برکران ۱
آن سعادت کو که گیرم یک زمانت در کنار
وآن عنایت کو که با من یکدم آیی در میان ۲
گرفتد بر چشم من چشم تو ای چشم و چراغ
چشمه های خون دل بینی ز چشم من روان ۳
ای صبا با آن نگار شوخ سنگین دل بگو
این چنین پرسند آخر دوستان از دوستان ۴
گرچه یادت در دلم دانم که هرگز نگذرد
یک نفس بیرون نخواهد شد مرا یادت ز جان ۵
آرزوی وصل داری رخ متاب از تیغ هجر
گر جمال کعبه می خواهی متاب از ره عنان ۶
چند رانی از برم ای دوست در دوران گل
بلبل شوریده نتواند برید از بوستان ۷
از وصال روح بخشت یک زمانم شاد کن
تاکیم سرگشته داری در غم ای جان و جهان ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۱۷ - تویی لیلی تویی لیلی تویی درد مرا درمان
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱۹ - بار هجرت بر دلم باریست باری بس گران
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.