هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و جفای معشوق شکایت میکند و التماس میکند که معشوق بازگردد. او از تیرهای جفا و غم معشوق مینالد و تنها درمان خود را در وصلت با معشوق میداند. شاعر ابراز میکند که حاضر است دل و جان خود را فدای معشوق کند و از ستمهای معشوق بر جان خود شکایت دارد.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، بیان درد و رنج عشق و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
شماره ۱۱۲۳ - ای سخت گمان سست پیمان
ای سخت گمان سست پیمان
تا چند زنی مرا به پیکان ۱
از تیر جفا دلم بخستی
جز مرهم وصل نیست درمان ۲
ای سرو روان و مونس دل
بازآ ز درم دمی خرامان ۳
پیراهن صبر را کنم چاک
هر شب ز غم تو تا گریبان ۴
دست دل زار زار تنگم
ای دوست کجا رسد به دامان ۵
بازآی که عاشقان رویت
در هجر تو بی سرند و سامان ۶
مشکل همه آنکه دولت وصل
یک روز نگشت بر من آسان ۷
گر وصل تو دست من گرفتی
در پای تو کردمی دل و جان ۸
بر جان جهان ستم بتا رفت
از جور و جفای تو فراوان ۹
تا چند زنی مرا به پیکان ۱
از تیر جفا دلم بخستی
جز مرهم وصل نیست درمان ۲
ای سرو روان و مونس دل
بازآ ز درم دمی خرامان ۳
پیراهن صبر را کنم چاک
هر شب ز غم تو تا گریبان ۴
دست دل زار زار تنگم
ای دوست کجا رسد به دامان ۵
بازآی که عاشقان رویت
در هجر تو بی سرند و سامان ۶
مشکل همه آنکه دولت وصل
یک روز نگشت بر من آسان ۷
گر وصل تو دست من گرفتی
در پای تو کردمی دل و جان ۸
بر جان جهان ستم بتا رفت
از جور و جفای تو فراوان ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۲۲ - قدم نه شاه باز ما دمی در کوی درویشان
گوهر بعدی:شماره ۱۱۲۴ - چشم و ابرویی که او دارد که دارد در جهان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.