هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر به دنبال دیدار معشوق و وصال اوست. او از عشق و جفای عزیزان میگوید، از زیباییهای طبیعت مانند گریه ابر و خنده غنچه لذت میبرد، اما در نهایت وصال یار را برتر از همه لذتهای دنیوی میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۱۴۰ - روی او را کجا توان دیدن
روی او را کجا توان دیدن
یا گلی از وصال او چیدن ۱
تا به کی چون قلم توان جانا
گرد کویت به فرق گردیدن ۲
در نگنجد بتا به مذهب عشق
از عزیزان همه جفا دیدن ۳
گریه ابر خوش بود به چمن
صبحدم همچو غنچه خندیدن ۴
کام دل از جهان خوشست ولیک
نبود هیچ چون جهان دیدن ۵
وصل یارست از جهان مقصود
نه چو کفّار بت پرستیدن ۶
در لب جوی و پای گل چه خوشست
با نگاری به سبزه غلطیدن ۷
یا گلی از وصال او چیدن ۱
تا به کی چون قلم توان جانا
گرد کویت به فرق گردیدن ۲
در نگنجد بتا به مذهب عشق
از عزیزان همه جفا دیدن ۳
گریه ابر خوش بود به چمن
صبحدم همچو غنچه خندیدن ۴
کام دل از جهان خوشست ولیک
نبود هیچ چون جهان دیدن ۵
وصل یارست از جهان مقصود
نه چو کفّار بت پرستیدن ۶
در لب جوی و پای گل چه خوشست
با نگاری به سبزه غلطیدن ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۳۹ - تا به کی جان و جهان در سر کارت کردن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۴۱ - دل به جان آمد از عنا دیدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.