هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از معشوق خود می‌خواهد تا به او نزدیک شود، به او توجه کند و با او مهربان باشد. شاعر از جفاهای معشوق شکایت می‌کند و از او می‌خواهد تا درهای قلبش را به روی او بگشاید. همچنین، شاعر از زیبایی‌های معشوق مانند قدش مانند سرو و رخسارش مانند گل تعریف می‌کند و از او می‌خواهد تا به او نگاه کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان با سن کمتر دشوار باشد.

شماره ۱۱۴۸ - بیا ای سرو جان من کنار چشم ما جان کن

بیا ای سرو جان من کنار چشم ما جان کن
وگر در چشمه ننشینی درون جان تو مأوا کن ۱

ز حد بردی جفا بر من نمی پرسی شبی حالم
که گفتت این چنین جانا جفا چندین تو بر ما کن ۲

تو تا کی بسته ای بر ما در شادی بگو جانا
بیا وز وصل جان پرور به روی ما دری وا کن ۳

به رفتن ای دل و جانم چنین مشتاب از پیشم
ز روی مردمی آخر دمی با ما مدارا کن ۴

نمی گویم به دلبندی به وصلم می رسان هر شب
همی گویم که گه گاهی نظر بر ما خدا را کن ۵

قدش چون سرو بستانی بدید افکند سر در پیش
خجل شد گفتمش سروا زمانی سر به بالا کن ۶

به سرو ناز می گویم اگر دلدار من روزی
خرامد در چمن خود را فدای قد رعنا کن ۷

به گل گفتم اگر بینی رخ گلرنگ دلدارم
چو بلبل هر نفس تحسین آن رخسار زیبا کن ۸

سرافکندست نرگس در میان باغ و می گویم
برآور سر مشو محزون نظر در چشم شهلا کن ۹

دلا تا کی تو سرگردان چنین گرد جهان گردی
وطن در شست زلفین بتی دلخواه پیدا کن ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۴۷ - بیا و دیده جانم به وصل بینا کن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۴۹ - نگارا رحمتی بر حال ما کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.