هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد هجران و فراق مینالد و از معشوق خود میخواهد که رحمتی بر حالش کند، غم هجران را از جانش بزداید و با وصل خود او را درمان کند. او از معشوق میخواهد که از لطفش گذر کند، با او آشنا شود و به احوالش نظر اندازد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک ممکن است برای این گروه سنی چالشبرانگیز باشد.
شماره ۱۱۴۹ - نگارا رحمتی بر حال ما کن
نگارا رحمتی بر حال ما کن
غم هجران ز جان ما جدا کن ۱
زبانم نیست از ذکر تو خالی
مرا کامی ز لعل خود روا کن ۲
دلم پر درد هجرانست باری
ز وصل خویشتن ما را دوا کن ۳
بیا تا یک زمانک خوش برانیم
ز لطف ای جان به ترک ماجرا کن ۴
مکن بیگانگی زین بیش با ما
مرا یک لحظه با خود آشنا کن ۵
منم چون خاک ره افتاده پیشت
گذر چون سرو باری سوی ما کن ۶
تو سلطان جهانی من گدایی
نظر یک دم بر احوال گدا کن ۷
غم هجران ز جان ما جدا کن ۱
زبانم نیست از ذکر تو خالی
مرا کامی ز لعل خود روا کن ۲
دلم پر درد هجرانست باری
ز وصل خویشتن ما را دوا کن ۳
بیا تا یک زمانک خوش برانیم
ز لطف ای جان به ترک ماجرا کن ۴
مکن بیگانگی زین بیش با ما
مرا یک لحظه با خود آشنا کن ۵
منم چون خاک ره افتاده پیشت
گذر چون سرو باری سوی ما کن ۶
تو سلطان جهانی من گدایی
نظر یک دم بر احوال گدا کن ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۴۸ - بیا ای سرو جان من کنار چشم ما جان کن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵۰ - دل ضعیف مرا در دو زلف خود جا کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.