هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از عشق و دلبستگی عمیق خود سخن میگوید، از درد فراق و آرزوی وصال معشوق مینالد و از او میخواهد که با روی خویش دلش را شفا بخشد. او از جفاهای معشوق شکایت دارد ولی همچنان به امید دیدار اوست.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا نامناسب باشد. همچنین، درک زیباییهای شعر کلاسیک فارسی معمولاً به سطحی از بلوغ فکری و ادبی نیاز دارد.
شماره ۱۱۵۰ - دل ضعیف مرا در دو زلف خود جا کن
دل ضعیف مرا در دو زلف خود جا کن
نشیمنیش خدا را به زلف شیدا کن ۱
طبیب گشت ملول از من ضعیف نحیف
بیا و یک دمش از وصل خود مداوا کن ۲
دلم به دست جفا دادی و نبخشودی
به عذرهای گذشته یکی مدارا کن ۳
در وصال ببستی ز روی ما ز چه روی
چو حلقه سر به درت می زنیم در وا کن ۴
مدار نور دریغ از دلم چو آئینه
بیا و رخ به رخ دلبر مه آسا کن ۵
شرابخانه امید دل خراب از غم
ز دولت شب وصلت بیا و احیا کن ۶
بیا که دور ز رویت جهان نمی بینم
به ماه روی خودم هر دو دیده بینا کن ۷
نشیمنیش خدا را به زلف شیدا کن ۱
طبیب گشت ملول از من ضعیف نحیف
بیا و یک دمش از وصل خود مداوا کن ۲
دلم به دست جفا دادی و نبخشودی
به عذرهای گذشته یکی مدارا کن ۳
در وصال ببستی ز روی ما ز چه روی
چو حلقه سر به درت می زنیم در وا کن ۴
مدار نور دریغ از دلم چو آئینه
بیا و رخ به رخ دلبر مه آسا کن ۵
شرابخانه امید دل خراب از غم
ز دولت شب وصلت بیا و احیا کن ۶
بیا که دور ز رویت جهان نمی بینم
به ماه روی خودم هر دو دیده بینا کن ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۴۹ - نگارا رحمتی بر حال ما کن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵۱ - ز لطفت یک نظر در حال ما کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.