هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از معشوق خود میخواهد که به او توجه کند، درد دوری را درمان نماید، و از جفا دست بردارد. او از معشوق میخواهد که با او مهربان باشد، به او نگاه کند، و رابطهشان را بهبود بخشد. شاعر همچنین از معشوق میخواهد که به او امید بدهد و از بیگانگی دست بردارد. در نهایت، او از معشوق میخواهد که به ندای دلش گوش دهد و بر او رحم کند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای گروههای سنی پایین دشوار باشد.
شماره ۱۱۵۱ - ز لطفت یک نظر در حال ما کن
ز لطفت یک نظر در حال ما کن
ز وصلت درد دوری را دوا کن ۱
جفا تا کی کنی بر من نگارا
به رغم دشمنان روزی وفا کن ۲
بیا بنشین زمانی بر دو چشمم
به جان تو که ترک ماجرا کن ۳
از آن لعل لب شیرین چون قند
امید ناامیدی را روا کن ۴
نگویی تا به کی بیگانه باشی
مرا با خود زمانی آشنا کن ۵
تو سلطان جهانبانی خدا را
ز لطفت یک نظر سوی گدا کن ۶
نوای ما سر کوی غمت گشت
بیا و رحمتی بر بی نوا کن ۷
ز وصلت درد دوری را دوا کن ۱
جفا تا کی کنی بر من نگارا
به رغم دشمنان روزی وفا کن ۲
بیا بنشین زمانی بر دو چشمم
به جان تو که ترک ماجرا کن ۳
از آن لعل لب شیرین چون قند
امید ناامیدی را روا کن ۴
نگویی تا به کی بیگانه باشی
مرا با خود زمانی آشنا کن ۵
تو سلطان جهانبانی خدا را
ز لطفت یک نظر سوی گدا کن ۶
نوای ما سر کوی غمت گشت
بیا و رحمتی بر بی نوا کن ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۵۰ - دل ضعیف مرا در دو زلف خود جا کن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵۲ - سهی سروا گذاری سوی ما کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.