هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد فراق و آرزوی وصال معشوق میگوید. او از معشوق میخواهد که دلش را شاد کند، به یاد عاشقان باشد و از غمش رهایی بخشد. شاعر همچنین به نالههای بلبل و زیبایی بهار اشاره میکند و در پایان، اگر روزگار به کامش نبود، به درگاه شاه جهان پناه میبرد.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۱۱۵۶ - از شب وصلت دل ما شاد کن
از شب وصلت دل ما شاد کن
یک دمک آشفته دلان یاد کن ۱
داد دلم چون ندهی دلبرا
کیست که گفت این همه بیداد کن ۲
بنده ز جانت شده ام رایگان
بهر خدا از غمم آزاد کن ۳
بلبل جان وقت گل آمد خموش
از چه شدی، ناله و فریاد کن ۴
روز زمستان بشد و از بهار
گشت جهان خرّم و دل شاد کن ۵
گر ندهد کام دلت روزگار
رو به در شاه جهان داد کن ۶
یک دمک آشفته دلان یاد کن ۱
داد دلم چون ندهی دلبرا
کیست که گفت این همه بیداد کن ۲
بنده ز جانت شده ام رایگان
بهر خدا از غمم آزاد کن ۳
بلبل جان وقت گل آمد خموش
از چه شدی، ناله و فریاد کن ۴
روز زمستان بشد و از بهار
گشت جهان خرّم و دل شاد کن ۵
گر ندهد کام دلت روزگار
رو به در شاه جهان داد کن ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۵۵ - ای نور دیده یک شبی ما را ز وصلت شاد کن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵۷ - خداوندا به حال ما نظر کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.