هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلتنگی سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند و درد فراق را درمان نماید. او خود را بندهای ضعیف و معشوق را پادشاهی میداند و امیدوار است که معشوق با لطف خود به او نگاه کند. شاعر از بیوفایی معشوق شکایت دارد و از او میخواهد که به وصل روی آورد و دلخستهدلان را تسکین دهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک و اصطلاحات خاص آن ممکن است برای گروههای سنی پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۱۱۶۹ - خلاف عادت معهود را وفایی کن
خلاف عادت معهود را وفایی کن
بیا و درد من از وصل خود دوایی کن ۱
تو پادشاهی و من بنده ای ضعیف نحیف
نظر ز روی عنایت سوی گدایی کن ۲
چرا شدی تو ز ما ای نگار بیگانه
که گفت پشت وفا را به آشنایی کن ۳
نوای خسته دلان وصل تست تا دانی
ز لطف چاره احوال بی نوایی کن ۴
چو بگذری چو سهی سرو در سرا بستان
به سوی خسته دلان نیز مرحبایی کن ۵
مگر کند نظری بر جهان ز لطف کنون
بیا و میل سوی بوستان سرایی کن ۶
به لطف گفتمش امشب دمی مرا بنواز
که گفت با تو که آن باز ماجرایی کن ۷
بیا و درد من از وصل خود دوایی کن ۱
تو پادشاهی و من بنده ای ضعیف نحیف
نظر ز روی عنایت سوی گدایی کن ۲
چرا شدی تو ز ما ای نگار بیگانه
که گفت پشت وفا را به آشنایی کن ۳
نوای خسته دلان وصل تست تا دانی
ز لطف چاره احوال بی نوایی کن ۴
چو بگذری چو سهی سرو در سرا بستان
به سوی خسته دلان نیز مرحبایی کن ۵
مگر کند نظری بر جهان ز لطف کنون
بیا و میل سوی بوستان سرایی کن ۶
به لطف گفتمش امشب دمی مرا بنواز
که گفت با تو که آن باز ماجرایی کن ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۶۸ - نشین به تخت دل ما و پادشاهی کن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۷۰ - مویت به آفتاب رخ ای جان رها مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.