هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد هجران و دوری از معشوق گلعذار مینالد و از غم و اندوهی که بر دلش سنگینی میکند سخن میگوید. او از روزگار ناسپاس شکایت کرده و از دل پریشان خود میگوید. در ادامه، به زیباییهای طبیعت و نشانههای قدرت پروردگار اشاره میکند و در پایان، از خداوند طلب بخشش و رحمت مینماید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۱۸۸ - هجران آن صنم گلعذار بین
هجران آن صنم گلعذار بین
وز خون دیده روی جهان لاله زار بین ۱
کارم ز غم خراب و به دل بار هجر یار
از روزگار سفله مرا کار و بار بین ۲
ای دل چو زلف یار پریشانیت چه سود
از ما مبین تو این همه از روزگار بین ۳
ای باده نوش، مستی شب را مبین دمی
یک لحظه با خود آی و صبوح خمار بین ۴
در فصل نوبهار و همه رنگ مختلف
در بوستان ز صانع پروردگار بین ۵
از آب تلخ و شور که در بحر ممکنست
اندر دل صدف تو دُر شاهوار بین ۶
یارب مبین گناه من و حال آن مپرس
از روی مرحمت به من شرمسار بین ۷
وز خون دیده روی جهان لاله زار بین ۱
کارم ز غم خراب و به دل بار هجر یار
از روزگار سفله مرا کار و بار بین ۲
ای دل چو زلف یار پریشانیت چه سود
از ما مبین تو این همه از روزگار بین ۳
ای باده نوش، مستی شب را مبین دمی
یک لحظه با خود آی و صبوح خمار بین ۴
در فصل نوبهار و همه رنگ مختلف
در بوستان ز صانع پروردگار بین ۵
از آب تلخ و شور که در بحر ممکنست
اندر دل صدف تو دُر شاهوار بین ۶
یارب مبین گناه من و حال آن مپرس
از روی مرحمت به من شرمسار بین ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۸۷ - بگشای چشم مرحمت و حال ما ببین
گوهر بعدی:شماره ۱۱۸۹ - تا به کی مسکین دلم باشد ز هجرانت حزین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.