هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از درد فراق و عشق ناکام مینالد و از هجران معشوق شکایت میکند. او با بیان احساسات عمیق خود، از ناتوانی در تحمل این درد سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به رنجهایش پایان دهد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق و درد عشق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری داشته باشد.
شماره ۱۱۹۴ - ای دو دیده چون کنم درمان ندارد درد تو
ای دو دیده چون کنم درمان ندارد درد تو
در غم عشقت دل تنگم نباشد مرد تو ۱
گفته بودم جان شیرین را که در کارت کنم
چون بدیدم این محقّر نیست اندر خورد تو ۲
درد بر دردم به دل تا کی کنی از روز هجر
ای عزیز من بگو تا کی ببینم درد تو ۳
بیش ازین از تیغ هجرانم میازار ای نگار
در جهان آخر بگو تا کیست هم آورد تو ۴
در سرابستان چو دیدم قامتت گفتم کجاست
سرو بستان تا به جان و دل بچیند درد تو ۵
در غم عشقت دل تنگم نباشد مرد تو ۱
گفته بودم جان شیرین را که در کارت کنم
چون بدیدم این محقّر نیست اندر خورد تو ۲
درد بر دردم به دل تا کی کنی از روز هجر
ای عزیز من بگو تا کی ببینم درد تو ۳
بیش ازین از تیغ هجرانم میازار ای نگار
در جهان آخر بگو تا کیست هم آورد تو ۴
در سرابستان چو دیدم قامتت گفتم کجاست
سرو بستان تا به جان و دل بچیند درد تو ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۹۳ - جان بدادم در فراق روی او
گوهر بعدی:شماره ۱۱۹۵ - گر کشم بار کسی هم بار تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.