هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق ناکام و رنجهای ناشی از آن میگوید. او از این که معشوقش به دیگران توجه دارد و خودش را خوار و بیارزش میبیند، شکایت میکند. با وجود تمام آزارها، هنوز هم از عشق معشوق بهرهای دارد، اما در نهایت اعلام میکند که از این رابطه بیزار شده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق، ناامیدی و درد عشق ناکام است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل این احساسات نیاز به تجربه و بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۱۹۷ - ندارم دل که دل بردارم از تو
ندارم دل که دل بردارم از تو
اگرچه هست بس آزارم از تو ۱
گل وصلت به دست دیگرانست
نصیب آخر چرا شد خارم از تو ۲
عزیز بس کسی بودم نگارا
کنون چون خاک باری خوارم از تو ۳
بپرس از روی زرد و آه سردم
کنون چون گرم شد بازارم از تو ۴
اگر یاری و دلداری چنین است
برو جانا که من بیزارم از تو ۵
چرا باری نباشد بر درت بار
ولی بر دل بود بس بارم از تو ۶
نهال قامتت خوش در برآمد
بحمدالله که برخوردارم از تو ۷
اگرچه هست بس آزارم از تو ۱
گل وصلت به دست دیگرانست
نصیب آخر چرا شد خارم از تو ۲
عزیز بس کسی بودم نگارا
کنون چون خاک باری خوارم از تو ۳
بپرس از روی زرد و آه سردم
کنون چون گرم شد بازارم از تو ۴
اگر یاری و دلداری چنین است
برو جانا که من بیزارم از تو ۵
چرا باری نباشد بر درت بار
ولی بر دل بود بس بارم از تو ۶
نهال قامتت خوش در برآمد
بحمدالله که برخوردارم از تو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۹۶ - ای مرا هم دل تو هم دلدار تو
گوهر بعدی:شماره ۱۱۹۸ - صبا باز آ که در مان دارم از تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.