هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از ضعف و نیاز خود به پناه گرفتن در سایهٔ محبت معشوق سخن میگوید. او از رنجهای عشق و بیپناهی خود مینالد و از معشوق میخواهد که به حالش ترحم کند. همچنین، از بیتأثیری آه و نالههایش در جلب توجه معشوق اظهار ناامیدی میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۲۰۳ - آمد دل ضعیف من اندر پناه تو
آمد دل ضعیف من اندر پناه تو
کرد او وطن به سایه زلف سیاه تو ۱
هم در پناه زلف تو باد انتقام او
یارب به سرّ سینه مردان راه تو ۲
آخر نظر به حال من مستمند کن
کز جان و دل منم به جهان نیکخواه تو ۳
گر بر کنار مردم چشمم گذر کنی
باشد در آب دیده ی مردم شناه تو ۴
دل گفت با دو دیده تو رفتی به خون من
بر خود نمی توان که ببندم گناه تو ۵
ور نیست باورت که تو با من چه کرده ای
باشد سرشک چهره ی زردم گواه تو ۶
ای دل ز آه و ناله ی بی حاصلت چه سود
در وی اثر نمی کند این سوز و آه تو ۷
کرد او وطن به سایه زلف سیاه تو ۱
هم در پناه زلف تو باد انتقام او
یارب به سرّ سینه مردان راه تو ۲
آخر نظر به حال من مستمند کن
کز جان و دل منم به جهان نیکخواه تو ۳
گر بر کنار مردم چشمم گذر کنی
باشد در آب دیده ی مردم شناه تو ۴
دل گفت با دو دیده تو رفتی به خون من
بر خود نمی توان که ببندم گناه تو ۵
ور نیست باورت که تو با من چه کرده ای
باشد سرشک چهره ی زردم گواه تو ۶
ای دل ز آه و ناله ی بی حاصلت چه سود
در وی اثر نمی کند این سوز و آه تو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۰۲ - جانان کدام دل که نگشتست رام تو
گوهر بعدی:شماره ۱۲۰۴ - ای دل به درد عشق ندارم دوای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.